قرار بود سر به زیر باشیمسربه زیر و نجیب و سربه راهاما عزیزکم قبول کن سخت استسخت است برای منی که سالهاست با رویات نشست و برخاست کردهامسخت است برای منی که سالهاست آرزوت را به آغوش کشیده امکه حالااز من دربارهی تو بپرسنداز من دربارهی تو و رنگ چشمهاتشرمنده مهربان من، بگو چه بگویم؟بگویم نمیدانم...؟
+ نوشته شده در دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۲ ساعت 2 توسط صبور
|
برچسب:
نویسنده: مینا میرزایی
تاريخ: يکشنبه
20 اسفند
1402 ساعت: 0:07